هفته اول مهر
چند وقتیه که کارم بسیار زیاد شده و قرار هم نیست حالا حالا ها کم بشه. اصلا وقت نمکی کنم درست و حسابی به وبلاگ دانیال برسم یا حتی ازش عکس بگیرم. یه گزارش مختصر از هفته ای که گذشت: پنجنشبه پیش، ناهار خونه عزیز بودیم و بعد از ظهر رفتیم خونه مامانی. هرچند که مامانی مسافرت بود ولی خاله ها و دایی و ما سنگر رو حفظ کردیم و مثل همیشه پنجشنبه رو تو خونه مامانی گذروندیم جمعه تو خونه بودیم و به کارهامون رسیدگی کردیم روز شنبه دانیال رو بردم پیش دکتر زندیه. آخه شبها و صبحها سرفه می کرد. با عمه شهلا رفتیم اون میخواست رادین رو ببره. رادین سرما خورده بود. موقع معاینه منتظر بودیم که دانیال دست دکتر رو کنار بزنه و حسابی جیغ و داد کنه ولی برخلا...






