دانیالدانیال، تا این لحظه 8 سال و 6 ماه و 2 روز سن دارد
الیناالینا، تا این لحظه 3 سال و 8 ماه و 6 روز سن دارد

دانیال و الینا بهترین هایم

سفرشمال تعطیلات عید فطر 96

تعطیلات عید فطر رفتیم چالوس. یکسالی بود که نرفته بودیم. تصمیم گرفتیم مامانی رو هم با خودمون ببریم. بخاطر اینکه تو ترافیک و گرما نیفتیم 2-شب نشده از تهران راه افتادیم. الینا تو بغل من خوابید. دانیال هم 3 نشده خوابش برد. چشمتون روز بد نبینه که ما تا ساعت 11 روز بعد تو راه بودیم. البته چون شب رفته بودیم حداقل تو گرما نبودیم. چالوس رفتیم خاله خاتون و حاج خانوم که خیلی هم به ما لطف کردن . خونه دایی حسین و عمو علی سرزدیم . مزاحم دایی کیا اینا هم شدیم. زن دایی رو به زحمت انداختیم. اون شب رفتیم رادیو دریا آب بازی هم کردیم. برگشتنی باز چشماتون روز بد نبینه که باز از ساعت 1-ظهر تا 9 شب تو راه بودیم. اون هم تو آفتاب. البته از حق نگذریم واقعا خوش گذشت....
11 تير 1396

تولد دانیال خرداد 95

تولد دانیال 23خرداد بود. وسط،هفته بود خودم هم شب قبلش یادم نبود . موقع رفتن خونه براش کیک تولد گرفتیم . ماه رمضان بود و عزیز اینا افطار ها میرفتن مسجد. صبر کردیم تا بیان. اصلا اون شب شب احیا هم بود. عزیز اینا بعد افطار اومدن خونه و.ما سریع کیک تولد رو آوردیم. دانیال بخاطر برف شاد ی که تمام شد ه بود نمی خواست بیاد و شمع رو فوت کنه. با کلی خواهش و تمنای عمه شیوا اومد و کیک رو.بریدیم و بی سرو صدا عزیز اینا رفتن دوباره مسجد واسه شبهای قدر. دلم میخواست برای دانیال یه وقت مناسب نزدیک تاریخ تولدش تولد بگیرم اما متاسفانه دستم هنوز تو.گچه و نمیتونم. اینم عکس ...
11 تير 1396

عکسهای متفرقه

چندتا عکس متفرقه اینجا بابامحسن داره تودهن دانیال رو فوت میکنه . با اینکه خخونه مامانمن شام خورده بودن مثل قطحی برگشته ها دارن پیتزا میخورن الینا گل گلی من   بقیه در ادامه مطلب     اینجا دانیال با پول توجیبی مدرسه اش این گلدون کوچولو رو واسه عمه شیوا خریده. البته در نهایت بهش فروخت. دانیال من سرشار از عشقه. سرشار از مهر و لطفه. مایه مباهاته منه که انقدر قلب مهربونی داره این پسر       الینا گلی دخمل خانوم من در حال خوردن لیمو شیرین     دانیال قبل از تمام کردن مشق هاش خوابش برده         دانیال و ادا بازیهاش...
11 تير 1396

جشن الفبا

بالاخره سال تحصیلی تمام شد. حالا نوبت جشن الفبا شده. این هم عکسها پی نوشت: از پله افتادم و ساعد دستم شکسته. از 6 اردیبهشت گچ شد و تا 18 تیر در گچ خواهد ماند.           ...
11 تير 1396

تعطیلات نوروز 96

نوروز 96 یه ایرانگردی نصفه نیمه داشتیم از روز قبل از سال تحویل راه افتادیم به سمت اصفهان . شب موندیم. یال تحویل اصفهان تو میدان نقش جهان بودیم. کالسکه سوار شدیم. بریونی خوردیم. جاتون خالی عجب بریونی ایی بود. دانیال آبگوشت مخصوص بریونی رو خیلی دوست داشت. بعد راه افتادیم رفتیم شیراز. سه چهارشب شیراز بودیم. اونجا عمه شهین اینا رو دیدیم. از حافظیه و سعدیه و بازار و حمام وکیل و باغ ارم و دروازه قرآن و ارگ کریمخان دیدن کردیم. یک روز هم رفتیم تخت جمشید که خیلی هم جالب بود. بعد میخواستیم برگردیم تهران بریم عروسی که وسط راه خاله جمیله و عمو علی مخ ما رو زدن و از راه یزد و طبس به سمت مشهد رفتیم. یزد تو میدون امیرچقماق جیگر و کباب خوردیم. طبس شب خوابی...
11 تير 1396

تولد خودم

تولد مامانی شب تولد من بابامحسن اومد و ما رو برد بیرون. کیک خریدیم تو مرکز تجاری سئول و ونک دور زدیم و برگشتیم خونه. شمع رو.فوت کردیم و تمام   ...
11 تير 1396

شب یلدا 95

شب یلدا95 شب یلدای 95 دعوت بودیم خونه عمه سوری. خیلی خوش گذشت. عمه کرسی گذاشته بود و تمام تنقلات و میوه و غذاهای شب چله رو درست کرده بود. دانیال عین چسب به مبینا چسبیده بود . کلا شب حوبی بود این هم عکسهاش ...
11 تير 1396